خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید

تو یکی نه ای، هزاری... تو چراغ خود بر افروز...

+ مولانای جان

آیین "کوچه گردان عاشق" کلیک ... رسمش که رسم مولاس، ولی اسمشم خیلی قشنگه... :)

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

برای انتحاری دیروز گریه کردم ولی باید برای خودم گریه می کردم...

برای خودم که هیچ کدوم از باورا و اعتقادام اونقدر قوی نیست که بتونم به خاطرش خودم رو بکشم...

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

کجا گفته دکتر شریعتی که ماهی مرده هان که تو جهت آب شنا می کنن؟ می خوام ماهی مرده نباشم. دستامو می ذارم روی گوشهام و چشمهام رو محکم می بندم و می دوام. با تمام قدرتم خلاف جهت می دوام. می دونم که توی این مسیر استثنائاً اگر خلاف جهت بدوام، راه آسونتر و هموارتره و لازم نیست چیزی ببینم و مسیر خیلی هم نرم

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07


کیستی که من

این گونه به جد

در رویاهای خویش

با تو درنگ می کنم؟

+ احمد جان ِ شاملو


+ عنوان از مهرداد اوستا

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

آدم فک می کنه دیگه دوره و زمونه ی "پسر خوبیه پس باید باهاش ازدواج کنی چون وقت شوهرته" گذشته!

بعد که با خانواده صحبت می کنی می بینی نه. یک اپسیلون علاقه و احساساتت ارزش نداره. وقت شوهرته. باید شوهر کنی! مگر این که طرف زیر بار مهریه نره!

اصلا مگه تو پسری که احساسات داشته باشی؟

بعد شادک می گه مودب باش! الان نگم گهش بگیرن چی بگم؟ خب گهش بگیرن دیگه!

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

پیش دانشگاهی که بودم داداشا خیلی با جدیت می نشستن سریال "فرندز" رو می دیدن، و صدای خنده هاشون معمولن خیلی بلند بود. حق هم داشتن. فرندز خیلی خنده داره! من هم دلم قیلی ویلی می شد که برم ببینم خب! یه چند قسمتشو دیده بودم و خیلی دوس داشتمش. یه روز، یا یه شب! که نشسته بودن داشتن می دیدن منم رفتم کنارشون

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

داشتم سعی میکردم حفظ کنم رشید وطواط تو کتابش کدوم صناعات ادبی رو اورده و تفاوت کتابش با رادویانی چیه که دستم رفت زیر چونهم و همین کافی بود واسه اینکه سر بخورم برم بیفتم وسط رویا. یه کم که توی رویا رفتم جلو دیدم اینطوری نمیشه. گوشهی کاغذ نوشتم: شمس قیس رازی بهترین المعجم و باز رفتم تو فکر که رازی

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 11:07

وقتی دارم یه مقاله رو کپی می کنم که به اسم خودم بدم به استاد، هی فکر می کنم کاش می شد استادمون بی سواد بود یا به اینترنت دسترسی نداشت، یا یه راهی وجود داشت که اون مقاله رو کلا نیست و نابود کرد! :|

+ می گم دخترک! من که می دونم اینجارو می خونی! بیا حلال کنیم همدیگه رو روز آخری! ما همونقدر که با هم خندیدیم، با هم گریه هم کردیم! نه؟!

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

تو کلیدر یه جایی هست به اسم هیزمزار!

خلاصه که کل کتاب می خوندم: هیز مَزار! (مزار آدمای هیز مثلا!)

نگو هیزُم زاره! :))

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

برای موارد زیر دست به دامن خداام به شدت، هرکی دستش می رسه دعا کنه، تو حاجت رواییاتون جبران می کنم انشالله! 1- کاهش وزن! 2- کسب نمرات شایسته در دانشگاه -_- 3- داشتن صبر در مقابل همه ی آدم هایی که به نوعی ازشون متنفرم! (داره تعدادشون خیلی زیاد می شه باز:() 4- آمرزش پدر 5- داشتن صبر در مقابل همه ی آدم

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

تا یه جایی هیچی نمیفهمیدم

از یه جایی دوست داشتم برگردم به گذشته، به بچگیام

بعد به جایی رسیدم که دوست داشتم فرار کنم از حالم، برم به آینده و از دور این روزامو ببینم و...

میترسم. از بعد میترسم. از آینده میترسم و از حالم متنفرم... و این نهایت ناشکریه :((

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

وقتی اونقدر از مرحله پرتم که "همسو" رو "مهسو" و "عصر" رو "حصر" و "جدید" رو "خرید" می خونم، باید اعتراف کنم که:

آنلی گاد کن پاس می!

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

گفتی که گُنه کُنی به دوزخ بَرَمَت

این را به کسی گو که تو را نشناسد


#ابوسعیدابوالخیرufeff

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

میگم دعام کنید بچهها، خیلی جدی محتاجم.

اونقدر که بی آبروام جلوی خدا، اونقدر که این بچهها پاکن... و اونقدر که به معجزه احتیاج دارم...

اونقدر بی آبروام که خیلی وقته چیزی ازش نخواستم... خجالت میکشم... خیلی خجالت میکشم :(

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه مهمترین بحران خاورمیانه است و این احمق ها هنوز سر نفت می جنگند... +پوریا جان عالمی

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 7:35

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش،پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایمپیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.نام خدا نبردن از آن به که زیر لب،بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع،بر رویمان ببست ب

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

+ چرا انقد زود اومدی؟

بچهها رفته بودن کسی تو مدرسه نبود کاریم نداشتم، اومدم خونه.

+ بچهها کی رفتن؟

۱۰

+ پس چرا انقد دیر اومدی خونه؟

:||

+دعای روز دوم ماه مبارک رمضان: روزی اگر مال کسی بودی دعا کن، من کور باشم کور باشم کور باشم...

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

1⃣3⃣ چیست این مرگ؟ چگونه به سراغ آدم میآید؟ از کجا پیدایش میشود؟ چرا پیشتر خبرت نمیکند؟ از مادرت زاده میشوی و خیالش هم در سر نداری. غافل از اینکه او هم، مرگ هم با تو از مادر زاییده است. پا به پای تو. قدم به قدم. شاید او مرگ از مادری دیگر، از مادر خود، زاییده باشد! اما با هر نفس، با هر گام، با

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

Massoome:

امروز هیچ کار نکردم☹️


وجدانم درد میکنه


Khorshid:

توام امروز حوصله ی کاری نداری؟؟


Massoome:

نه☹️


Khorshid:

چشه امروز؟


Massoome:

سه شنبهس

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

میفرماد:

هرکس به آنچه مهم نیست بپردازد، کار مهمتر را از دست بدهد!

همینارو میگه که نگران پخش شدن و نشدن ربنای شجریانن! ول کنید بابا، کیه که ربنای استادو رو گوشیش نداشته باشه آخه؟ یه طوری گیر دادن به ربنای شجریان که انگار میرحسین دیگه تو حصر نیست! :||

خواستهی ما روشنه، حصر باید بشکنه...

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: آرتین فرهادی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی